|
پهلوان زنده راعشق است !!!
|
سه ماه گذشت بدون هيچ تغيير خاصي. فقط تدريس يه مشت درسهاي تكراري و اصرار به فهموندن اونها.البته يه دوره ضمن خدمت هم داشتيم كه اگه براي ما آب نداشت حداقل براي بعضي ها نون داشت!(عنوان دوره اين بود" آموزش خلاقيت به دانش آموزان" ما هم حدودا 40 نفر تو يه كلاس دبستان نشسته بوديم واستاد هم با روش سخنراني كه بهترين روش درتاريخ است و حتي بدون داشتن ماژيك در دو جلسه 8 ساعت به ما ياد داد كه چه جوري خلاقيت دانش آموزان رو بالا ببريم. البته تنها حسنش اين بود كه بعدازمدتها فهميدم كه موبايلم بازيهاي جالبي داره!!)
امسال بنا به دلايلي چند ساعت تاريخ درس ميدم، كه تجربه جديديه و البته اينهم دليلي شد كه چند تا كتاب تاريخي خوب رو مطالعه كنم.يكي از اونا كتاب " مازيار " نوشته " صادق هدايت " است.خيلي كتاب جالبيه اطلاعات زيادي راجع به دوره عباسيان و قيام هاي ايرانيان داره.
بالاخره يه روز انشا درس ميدم براي خودش يه نوع بارش مغزيه.

پیوست عمومی:آموزگار ار چه خداوندگار نیست … بعد از خدای ، برتر از آموزگار نیست
پیوست تخصصی:سوالات متداول دبیران ریاضی مقطع راهنمایی
پ ن ضروری: شايد تا مدتي اين وبلاگ بي صاحب شود. برگشتنش با خداست.!!!
اون موقع كه دانش آموزبوديم،راه به راه تنبيه مي شديم به اين بهونه كه برامون لازمه. يعني حداقل هفته اي يكي دوبارلازم بودكه آدم بشيم. هميشه هم آسون ترين راه والبته زودبازده ترين راه همون تنبيه بدني بود.حالا كه معلم شديم تنبيه بدني حتي آخرين راه هم نيست.هنوز برام قابل هضم نيست كه چطور اون شرايط رو تحمل مي كرديم وعجيب اينكه تاثير عجيبي هم رومون داشت. يعني هميشه بايد زور بالاي سرمون باشه؟
* مشكل اصلي ما اينه كه فكر مي كنيم بچه ها هميشه كوچيك مي مونن وهيچوقت بزرگ نمي شن.

شده حكايت من،هيچوقت كارهام رو اونطوري كه بايد،انجام ندادم. والبته هركسي به اندازه لياقتش حركت ميكنه نه به اندازه آرزوهاش.
که بچه ها از او متنفرند
این روزهای پاییز چقدر شبیه پاییز پارسال است
تکرار هم دیگر تکراری شده
و ناله از تکرار
هان اي پدر پير كه امروز
مي نالي ازاين درد روانسوز
علم پدرآموخته بودي
واندم كه خبردارشدي سوخته بودي
چل سال غم ورنج ببين با تو چه ها كرد
دولت رمق و روح ترا ازتو جداكرد
چل سال تورا برده انگشت نماكرد
آنگاه چنين خسته وآزرده رهاكرد
ازمادربيچاره من يادكن امروز
هي جامه قباكرد
خون خورد و گروداد و غذاكرد و دواكرد
جان برسراين كار فداكرد
هان اي پدرپير
كو آن تن وآن روح سلامت
كو آن قد وقامت
فريادكشدروح تو فرياد ندامت
علم پدرآموخته بودي
واندم كه خبردارشدي سوخته بودي
ازچشم تو آن نوركجا رفت
آن خاطرپرشوركجا رفت
ميراث پدرهم سراين كار رفت
وآن شعله كه بر جان شما رفت
دودش همه در ديده مارفت
امروز تو ماندي و اين درد روانسوز
نفرين نكندسود به استاد بدآموز
چل سال اگرخدمت بقال نمودي
امروزبه اين رنج گرفتار نبودي
هان اي پدر پير
چل سال دراين مهلكه راندي
عمري به تماشاوتحمل گذراندي
ديدي همه ناپاكي و خودپاك بماندي
آخ كه مرانيز به اين ورطه كشاندي
علم پدر آموخته ام من
چون او همه در دام بلا سوخته ام من
چون او همه اندوه و غم اندوخته ام من
اي كودك من مال بيندوز
وآن علم كه گفتندمياموز
1- بعضي از ماهها 30 روز دارند بعضي 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگويد هر نيم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول ميکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟
4- مزرعه داري 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقي مانده است؟
5- اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اتاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخاري نفتي يک چراغ نفتي و يک شمع باشد اول کداميک را روشن ميکنيد؟
6- فردي خانه اي ساخته که هر چهار ديوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسي بزرگ به اين خانه نزديک ميشود اين خرس چه رنگي است؟
7- اگر 2 سيب از 3 سيب بردارين چند سيب داريد؟
8- اگر اتوبوسي را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور 5 مسافر را پياده کنيد و 7 مسافر جديد را سوار کنيد و در دامغان 8 مسافر پياده و 4 نفر را سوار کنيد و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسيد حالا نام راننده اتوبوس چيست؟
من چه سبزم امروز
وچه اندازه تنم هشيار است.
نكند اندوهي سر رسد
ناگهان از پس كوه
وضعيت معلمان ايران يک قرن بعد(۱۴۸۷)در چنين روزی چگونه است؟!
۱-طبق آخرين نظر سنجي ها که در خصوص طبقه بندي مشاغل صورت گرفته است شغل معلمي رتبه اول را درجامعه کسب کرده است !وتقريبا ۹۹٪مردم آرزويشان اين است که هر طور شده روزي فرزندانشان شغل معلمي را انتخاب کنند!
۲-عده اي کثيري از کارکنان دولت در تجمع اعتراض آميزي در جلوي مجلس خواستار برابري حقوق خودشان با معلمان شدند!آنها با خشم مي گفتند: آيا اين عدالت است که حقوق معلم ها چندين برابر بيشتر از ساير کارکنان باشد ؟مگر خون معلم ها از خون سايرکارکنان رنگين تر است؟آخرپس نظام هماهنگ عملي می شود؟
۳-تمامي کارشناسان به خانواده ها اخطار داده اند که مدام زير گوش فرزندان خود نخوانيد که الا وبالله٬ بايددر آينده شغل معلمي را انتخاب کنند..روانشناسان معتقدند٬فرزندان بايدخودشان مسيرشغلي را براساس علاقه واستعداد انتخاب کنند!
۴-در اين هفته وزير آموزش وپرورش براي پاره اي از توضيحات در خصوص حادثه غمباربه مجلس خوانده شد!مي گويند: در يکي از مناطق دور افتاده کشور مديريک مدرسه از کادر ومعلم های خودتقدير بعمل آورده است!! نمايندگان معتقدند که اين مراسم ساليان درازي است که منسوخ شده است! ودر شان معلم نيست که از خودشان تقدير کنند !بلکه اين وظيفه ديگران است که از معلمان تقدير نمايند(حالا اگر در قديم اين عمل مرسوم بوده بخاطر اين است که کسي به فکر معلمان نبوده ٬ وآنها مجبور مي شدند که از خودشان تقدير کنند )
۵-امروزه هر جا مي روي ٬ورد زبان فالگيرا ن براي مشتريان خود اين شده است:«خانم تو خوشبختی آقا تو خوشبختی! چون مي بينم در آينده نزديک يک همسر ايده آل که شغلش معلمي است وارد زندگي تو خواهد شد!»
۶-وزارت جوانان طي يک تحقيقي اعلام کرد که يکي از علل بالا رفتن سن ازدواج در بين جوانان اين است که پسران ودختران تمايل دارند که همسر آينده وايده آل شان يک معلم باشد ٬لذا براي اينکه به همسر دلخواهشان برشندمنتظر مي مانند و لحظه شماري مي کنند که روزی آقا معلم يا خانم معلم در خانه بخت را به صدا در آورد!
۷-وزير آموزش وپرورش اعلام کرد ما حاضريم براي حل مشکل فدراسيون فوتبال در برگزاري ليگ فوتبال کشور زمين هاي فوتبال مدارس را در تمام کشوردر اختيار تيمهاي ليگ قرار دهيم!
۹- امروزه انتخاب اول دانشجويان،رشته هاي دبيري است مخصوصا تيز هوشان به جاي فرار به خارج از کشور ترجيح مي دهند در همين ايران بمانند ودر اموزش پرورش خودمان خدمت کنند!کارشناسان خبره به مسوولان هشدار دادند که هجوم مغزها به آموزش وپرورش باعث خواهد شد که در جامعه شاهد رشد نامتوازني باشيم!..
فقر گرسنگي نيست . . . . . فقر عرياني نيست . . . . فقر گاهي زير شمشهاي طلا خود را پنهان مي كند . . . .فقر چيزي را نداشتن است ولي آن چيز پول نيست ، طلا نيست ، غذا نيست . . . . . فقر ذهن ها را مبتلا مي كند . . . .. فقر بشكه نفت را در عربستان تا ته سر مي كشد . . . .. فقر همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته يك كتابفروشي مي نشيند . . .. فقر تيغه هاي برنده يك ماشين بازيافت است كه روزنامه هاي برگشتي را خرد مي كند .. . . فقر كتيبه سه هزار ساله ايست كه روي آن يادگاري نوشته اند . . .. فقر به همه جا سر مي كشد . . . . فقر شب را بي غذا سر كردن نيست ، روز را بي انديشه سر كردن است .
*می خواهم حرف هايت را بفهمم
غم نان اگر بگذارد

این بیچاره ظاهرا به بن بست رسیده!

اینم آقا پیتر که می خواسته این چند جمله ای رو حل کنه!

اینم دوست نابغه ماکه موفق شده ايكس روپيداكنه!

اينم كه ديگه آخرشه!!!

اینم بدون شرح!
همين كه نعش درختي به باغ مي افتد
بهانه باز به دست اجاق مي اقتد
حكايت من و دنيا يتان حكايت آن
پرنده ايست كه به باتلاق مي افتد
عجب عدالت تلخي كه شادماني ها
فقط براي شما اتفاق مي افتد
تمام سهم من از روشني همان نوريست
كه از چراغ شما در اتاق مي افتد
به زور جاذبه سيب از درخت چيده زمين
چه ميوه اي ز سر اشتياق مي افتد
هميشه همره هابيل بوده قابيلي
ميان ما و شما كي فراق مي افتد؟